بديع الزمان فروزانفر

341

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

متمسّك شده بودند با اين تفاوت كه در نوبت دوم با تفصيل و ذكر مثال ، آرايش يافته است . شير بر نفع جهد و كسب ، اعمال انبيا را دليل مىآورد كه به نتيجهء مادّى و معنوى رسيدند آن گاه مىگويد كه جهد در طلب امور دنيوى ناپسند و در كسب درجات اخروى پسنديده است و براى آن كه اشتباهى رخ ندهد دنيا را تفسير مىكند . پيشينيان در تعريف دنيا سخنان گوناگون گفته‌اند ازين قبيل : دنيا تمام جهان و اجزاء آسمان و زمين است ، تعاقب چهار فصل و دوام نموّ و تناسل است ، روشنى روز و تاريكى شب است ، آفرينش است ، قدرت و مال و جاه و آسايش است ، روزگار است . ( البدء و التاريخ ، چاپ پاريس ، ج 2 ، ص 62 ) از ميانهء اين اقوال ، تعريف اوّل مشهور است يعنى ما سوى اللَّه از زمين و آسمان . به نظر محقّقين صوفيّه و از جمله مولانا دنيا صورت عالم طبع نيست و حالتى است قلبى كه مولانا آن را بغفلت از خدا تفسير مىكند و بنا بر اين ، جهد و كسب و مباشرت امور دنيوى هر گاه با غفلت از حق همراه نباشد دنياى مذموم شمرده نمىشود و اندوختن مال و ثروت سبب پيش رفت در امور اخروى نيز هست . اين نكته را مولانا بحديث و حالت سليمان پيمبر تأييد مىفرمايد و نتيجه مىگيرد كه جهد حقّست و حكم قضاست همچنان كه مرض و مداواى آن نيز هر دو حكم قضاى الهى است . اين مطلب بر ردّ و انكار آن دسته است كه تداوى و معالجه و رجوع بطبيب را خلاف رضا و تسليم مىپنداشته‌اند . ضمناً چون نخجيران مكر و چاره سازى را به صورت كلّى غلط فرض كرده بودند ، شير توضيح مىدهد كه چاره جويى در راهِ خلاف حق ، مذموم است و بر عكس ، در طريق آخرت و حقيقت ، ممدوح است بلكه نوع اوّل در واقع